X
تبلیغات
ناگفته ها

ناگفته ها

تقدیم به آنکه به اندازه آرزو هایم از من دور است

دموکراسی...

گنجاندن دین در دموکراسی همانند نصب ویندوز بر روی چرتکه است...!!!

+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

شاید

شاید آرام تــر می شدم . .

فقــط اگر می فهمیدی . . .

حرفهایم به همین راحتــــی که می خوانی . . . نوشته نشده اند ! !


سال نومبارکــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

بهشت یا جهنم...

من دوست ندارم خود را درگیر مسئله بهشت یا جهنم بکنم ،

چون در هردو قسمت دوستان خوبی دارم...

"مارک تواین"

+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

ملی یعنی:)))

توی اکثر کشورا " ملی " یعنی بهترین برعکس کشور ما که" ملی"یعنی :

آشغال ! مثلا بانک ملی، پول ملی، کفش ملی، خودرو ملی، بنزین ملی، تیم ملی، اینترنت ملی... :|

+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

طنز / بدحجاب‌های سیاسی

طنز / بدحجاب‌های سیاسی 69 

 شهرام شکیبا


برخی معتقدند که بدحجاب‌ها غرض‌های سیاسی دارند.

 در چند سال اخیر بارها در خبرها با جملاتی با همین فحوا برخورد داشته‌ام. حتی گاه کسانی مدعی شده‌اند که برخی از بدحجاب‌ها از جریان‌های برانداز پول دریافت می‌کنند.

موقعیت اول
مادر: ببین پسرم این دختر به درد تو نمی‌خوره.
پسر: آخه چرا؟
مادر: ما توی خونواده‌مون آدم سیاسی و مخالف نداریم. این جور آدما خطرناکن. مشکل دارن.
پسر: آخه از کجا می‌دونی؟ یعنی من همکلاس دانشگاهم رو نمی‌شناسم؟
مادر: خب نمی‌شناسی. ساده‌ای دیگه. من از نوه مرضیه خانوم که باهاش دوسته تحقیق کردم.
پسر: اون از کجا می‌دونه آخه؟
مادر: از روی حجابش فهمیده. تو ساده‌ای پسرم. این دختره از بابت وضع لباس و پوشش توی دانشگاه کاملا خودیه. وقتی میره سینما، با دولت مشکل داره. توی جمع‌های فامیلی‌شون، اقدام علیه امنیت ملی می‌کنه. توی نامزدی دوستش، رسماً عامل بیگانه‌ست. توی استخر هم کلاً براندازه! حالا فهمیدی!

موقعیت دوم
[داخل یک ون نیروی انتظامی که متعلق است به طرح امنیت اجتماعی و برخورد با بدحجاب‌ها. چندین زن بدحجاب داخل ون هستند. ماشین به سرعت در حرکت است. راننده که سرباز وظیفه است سعی می‌کند داخل آیینه نگاه نکند که چشمش به آنها نیفتد. دائم زیر لب استغفرالله و لا اله الا الله می‌گوید و آه می‌کشد. هر بار که در آیینه نگاه می‌کند، فرمان از دستش رها می‌شود و ماشین قیقاج می‌رود. زن‌ها جیغ می‌کشند و جناب سروان که کنار دست او نشسته چشم غره می‌رود. همه زن‌ها با هم در حال حرف زدن هستند.]

(1)
- تو رو واسه چی گرفتن؟
- هیچی می‌گن مانتوت «مشارکتیه»!
- زیر بار نری‌یا! این مانتو فوق فوقش «مجاهدین انقلاب اسلامیه». اگه اون چاک بغلش نبود که راحت «کارگزاران» به حساب می‌اومدی. زود ولت می‌کردن.

(2)
- تو رو واسه چی گرفتن؟
- من پشت موهام بیرون بود.
- خب اینکه میشه در حد «محسن رضایی»؛ گیری بهش نیست.
- بدشانسی آوردم. یهو باد اومد، روسریم افتاد. الان به اتهام «کروبی» دارن منو می‌برن.

(3)
- این مانتوت چه قشنگه. از کجا خریدی؟
- همین پاساژ اون ور خیابون. برو بهش بگو مانتوی بالا تنه «دوم خردادی» می‌خوام. همه رنگشو داره. ولی این با شلوار تنگ دمپا «اوبامایی» خوشگل میشه.

(4)
- تو چرا گریه می‌کنی؟
- من هیچ تقصیری نداشتم. مانتوم مناسب بود. یه موتوری داشت می‌زد بهم، خوردم زمین، یهو شدم فتنه‌گرِ براندازِ عامل بیگانه!

+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

عکس های زیبا...

+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

هیچ وقت هم به این فک نمیکنیم که...

 مامانه پسرشو میفرسته از همسایه اتو قرض بگیره...

پسره پله اول رو که بالا میره پیش خودش میگه:

حالا حتما میخواد بگه زود پس بیارین

پله دوم: حتما میگه مواظبش باشین نسوزه

پله سوم: حتما میگه درجه هاشو دست کاری نکنید

وهمین طوری واسه خودش ادامه میده...

وقتی میرسه بالا وهمسایه در رو باز میکنه پسره میگه اصلاً ریدم به خودت واتوت!!!

حالا خنده وایناش به کنار،ما خیلی وقتا این کارو می کنیم تو زندگی.به جای حرف

 زدن با هم می شینیم تو ذهنمون کلی پیش فرض می سازیم بعد بر اساس اونا

 طرف مقابلمون رو محکوم می کنیم.هیچ وقت هم به این فک نمیکنیم که شاید

فرضای ما از اساس مشکل داشته باشه. 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

عجب روزگاریست....

عجب روزگاریست...

بچه که بودیم از تکلیف میترسیدیم...

بزرگ که شدیم از بلا تکلیفی...

+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

راز شمع تولد...

چرا روی کیک تولد شمع روشن میکنن؟


تا حالا دقت کردید که توی مراسم عرفانی و روحانی و جاهای مقدس چرا شمع روشن میکنن؟

تا حالا به این فکر کردید که چرا روی کیک تولد شمع میذارن و لحظه فوت کردن شمع میگن آرزو کن؟

به نظرتون این کار بی دلیل انجام میشه؟
راز شمع چیه؟
جواب این سوال ها رو اگه بخوایم پیدا کنیم به یه نکته اول باید اشاره کنیم:
عالم خلقت اگه تجزیه بشه به چهار عنصر می رسیم:آب...آتش...باد...خاک... و در دل این چهار عنصر شعور الهی وجود داره...


اگه موقع دعا کردن جایی باشیم که این چهار عنصر وجود داشته باشن استجابت دعا به شدت اتفاق میفته...

شمعی که می سوزه این چهار عنصر رو با هم داره: موم شمع:خاک... شعله شمع:آتش... دود شعله:باد... موم ذوب شده:آب...


وقتی موقع دعا کردن به شمع در حال سوختن نگاه میکنی به شعور الهی متصل تر میشی و درحالت آلفای ذهنی قرار می گیری...
حالتی که در اون به شعور الهی و خدای درونت وصل میشی...
و دعا به راحتی به عالم بالا میره و به استجابت میرسه اگه با قوانین خیر هماهنگ باشه...
راز شمع اینه...

برای همین در محراب ها و مکان های مقدس برای دعا کردن شمع روشن میکنن و روی کیک تولد شمع میذارن و لحظه فوت کردنش میگن آرزو کن!

+ نوشته شده در  ساعت   توسط   |